وقتی ۱۰۰ تا کار نیمهکاره داری: روش «اجایل» برای تمام کردن کارها به جای شروع کردنشان
اون پوشه روی لپتاپت رو میشناسی که پر از ویدیوهای دورههای آموزشیه که نصفه دیدی؟ یا اون کتاب توسعه فردی که تا فصل دو خوندی و دیگه بهش دست نزدی؟ زندگی امروز ما شبیه یک مرورگر با ۱۰۰ تا تب بازه: کلاس دانشگاه، دوره آنلاین جدید، پروژه کاری، یادگیری زبان، باشگاه، رسیدگی به خانواده…
نتیجه؟ به جای حس پیشرفت، فقط حس استرس، آشفتگی و عقب موندن داریم. انگار مدام در حال «شروع کردن» هستیم، اما هیچوقت لذت «تمام کردن» را نمیچشیم. اگر یک راه برای بستن این تبهای اضافه و تمرکز واقعی وجود داشت چی؟
این راه حل، یک سیستم فکری به نام اجایل (Agile) است. اجایل یک کلمه عجیب نیست؛ یک رویکرد ساده است که شرکتهای بزرگی مثل گوگل برای مدیریت پروژههای عظیمشان استفاده میکنند. اصل حرفش این است:
«به جای اینکه سعی کنی یک فیل را یکجا قورت بدهی، آن را به لقمههای کوچک تقسیم کن.»
بگذارید با یک مثال ساده بگویم:
- روش معمولی: شما تصمیم میگیرید کل خانه را در یک روز تمیز کنید. یک لیست بلندبالا مینویسید. وسط کار، یک تلفن فوری به شما میشود و کل برنامهتان به هم میریزد. در نهایت، شما یک خانه نیمهکاره و کلی خستگی دارید.
- روش اجایل: شما به خودتان میگویید: «این هفته، مأموریت من فقط و فقط تمیز کردن آشپزخانه است.» در پایان هفته، یک آشپزخانه برقافتاده و حس رضایت دارید. هفته بعد، سراغ اتاق خواب میروید.
در توسعه فردی، اجایل یعنی همین! تمرکز کامل روی یک هدف کوچک در یک بازه زمانی کوتاه.
چرا باید این روش رو یاد بگیریم؟
چون این روش، دقیقا مشکلاتی را حل میکند که هر دانشجو یا کارمندی با آن درگیر است:
- حس غرقشدگی را از بین میبرد: وقتی به لیست کارهایتان نگاه میکنید، مغزتان هنگ میکند. اما وقتی فقط یک کار برای یک هفته انتخاب میکنید، شروع کردنش آسان میشود.
- در دنیای واقعی جواب میدهد: زندگی پر از غافلگیری است. یک برنامه سفت و سخت با اولین تغییر میشکند، اما برنامه اجایل انعطافپذیر است.
- انگیزه شما را با موفقیتهای کوچک شارژ میکند: هیچچیز به اندازه حس «تیک زدن» یک کار به ما انگیزه نمیدهد. اجایل به شما اجازه میدهد هر هفته طعم یک پیروزی کوچک را بچشید.
و اما چطوری کار میکنه؟
اجایل شدن در زندگی شخصی، یک چرخه ۴ مرحلهای ساده است:
مرحله ۱: لیست تمام رویاها و کارها (Backlog)
هر کاری که دوست دارید انجام دهید یا یاد بگیرید را بنویسید.
- مثال: تمام کردن دوره بازاریابی، خواندن کتاب انسان خردمند، آماده شدن برای امتحان آمار، یادگیری زبان.
مرحله ۲: انتخاب مأموریت هفته (Sprint)
اول هر هفته، به لیست بالا نگاه کنید و فقط یک هدف را برای آن هفته انتخاب کنید.
- مثال: «این هفته، من فقط و فقط روی آماده شدن برای امتحان میانترم آمار تمرکز میکنم.»
مرحله ۳: شکستن مأموریت به قدمهای روزانه (Daily Tasks)
حالا آن هدف هفتگی را به کارهای کوچک و روزانه تقسیم کنید.
- مثال برای امتحان آمار:
- شنبه: فقط فصل ۱ را روخوانی میکنم.
- یکشنبه: ۵ تا از تمرینهای آخر فصل ۱ را حل میکنم.
- و… تا آخر هفته.
مرحله ۴: بازنگری آخر هفته (Retrospective)
آخر هفته، از خودتان بپرسید: چی خوب بود؟ چی میتونست بهتر باشه؟ برای هفته بعد چه درسی گرفتم؟
صبر کن! دو تا سوال مهم:
حالا ممکن است بگویید: «خب اگر هدف من بزرگتر از یک هفته بود چی؟» یا «اگر دو تا کار مهم همزمان داشتم باید چه کار کنم؟»
باید بگم اجایل برای اینها هم جواب دارد.
۱. اگر هدف شما بزرگتر از یک هفته است (مثلاً نوشتن پایاننامه):
شما پروژه بزرگتان را به مأموریتهای هفتگی تقسیم میکنید. هدف این نیست که کل پایاننامه را در یک هفته بنویسید، بلکه این است که هر هفته یک بخش از پازل را تکمیل کنید.
- پروژه بزرگ: نوشتن پایاننامه.
- مأموریت هفته ۱: «پیدا کردن ۵ منبع معتبر و نوشتن پیشنویس مقدمه».
- مأموریت هفته ۲: «تکمیل بخش مرور ادبیات».
- مأموریت هفته ۳: «نوشتن فصل اول».اینطوری هر هفته یک دستاورد ملموس دارید و حس میکنید واقعاً در حال پیشرفت هستید.
۲. اگر دو تا کار خیلی مهم و فوری همزمان دارید:
فرض کنید هم امتحان دارید و هم باید یک گزارش فوری برای محل کارتان آماده کنید. اینجا باید بیرحمانه اولویتبندی کنید.
از خودتان بپرسید: «کدام یک اگر انجام نشود، فاجعه بزرگتری است؟»
- اگر میتوانید یکی را انتخاب کنید (بهترین حالت): تمام تمرکز هفته را روی همان یک کار بگذارید. مثلاً اگر امتحان مهمتر است، با رئیستان صحبت کنید و برای گزارش یک روز بیشتر وقت بگیرید.
- اگر مجبورید هر دو را انجام دهید (حالت استثنا): باید ظرفیت هفته را تقسیم کنید و اهداف هر دو را خیلی کوچکتر کنید.
- مثلاً: «این هفته، هدفم برای دانشگاه فقط خواندن فصل ۱ است و هدفم برای کار، فقط جمعآوری دادههای اولیه برای گزارش است.»میتوانید از «روزهای موضوعی» استفاده کنید: روزهای زوج برای کار، روزهای فرد برای دانشگاه. این کار از آشفتگی ذهنی جلوگیری میکند.
اجایل بودن یعنی قبول کنید که شما یک اَبَرانسان نیستید و نمیتوانید همزمان در ۱۰ جبهه بجنگید. این یک سیستم هوشمندانه برای انتخاب یک نبرد مهم در هر هفته و پیروز شدن در آن است.
با این روش، به جای اینکه در پایان سال 10 دوره نیمهکاره و کلی حسرت داشته باشید، 7 دوره تمامشده و کلی اعتماد به نفس خواهید داشت. شما از یک فرد «همیشه شروعکننده» به یک فرد «تمامکننده» تبدیل میشوید.
چالش شما برای این هفته:
همین الان به لیست کارهای نیمهکارهات نگاه کن. فقط یکی را انتخاب کن. و برای سه روز آینده، برایش یک قدم کوچک و روزانه تعریف کن. همین. شما اولین «اسپرینت» زندگیتان را شروع کردهاید.
دیدگاهتان را بنویسید